در جستجوی عشق

جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 31 اردیبهشت ماه سال 1387
شناخت

کودک نجوا کرد :‌خدایا با من صحبت کن و یک چکاوک در چمنزار آواز خواند ولی کودک نشنید

پس کودک فریاد زد خدایا با من صحبت کن ! و آذرخش در آسمان غرید ولی کودک متوجه نشد

کودک فریاد زد خدایا یک معجزه به من نشان بده و یک زندگی متولد شد ولی کودک نفهمید

کودک در ناامیدی گریه کرد و گفت خدایا مرا لمس کن و بگذار تو را بشناسم پس خدا نزد کودک آمد و او را لمس کرد ولی کودک بالهای پروانه را شکست و در حالی که خدا را درک نکرده بود از آنجا دور شد


دوشنبه 30 اردیبهشت ماه سال 1387
هر زنی زیباست

پسرکی از مادرش پرسید :‌مادر چرا گریه می کنی ؟

مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت : نمی دانم عزیزم ِ نمی دانم

پسر ک نزد پدرش رفت و گفت : بابا چرا مامان همیشه گریه می کند ؟ او چه می خواهد؟

پدرش تنها دلیلی که به ذهنش رسید این بود ! :  همه زنها گریه می کنند بی هیچ دلیلی !

پسرک بزرگ شد ولی هنوز از اینکه زنها خیلی راحت به گریه می افتند متعجب بود .

یک بار در خواب دید که دارد با خدا صحبت می کند از خدا پرسید : خدایا چرا زنها این همه گریه می کنند ؟

خدا جواب داد :‌من زن را به شکل ویژه ای آفریده ام و به شانه های او قدرتی داده ام که بتواند سنگینی زمین را تحمل کند به بدنش قدریتی داده ام تا بتواند درد زایمان را تحمل کند به دستهایش قدرتی داده ام که حتی اگر تمام کسانش دست از کار بکشند ؛ او به کار ادامه می دهد . به او احساسی داده ام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد ؛ حتی اگر او را هزاران بار اذیت کنند ؛ به او قلبی داده ام تا همسرش را دوست بدارد و از خطاهای او بگذرد و همواره در کنار او باشد به او اشکی دادم تا هر هنگام که خواست فرو بریزد . این اشک را منحصرا برای او خلق کرده ام تا هرگاه نیاز داشته باشد بتواند از آن استفاده کند.

زیبایی یک زن در لباسش یا موها یا اندامش نیست . زیبایی زن را باید در نگاهش جستجو کرد زیرا تنها راه ورود به قلبش آنجاست .



 

 


دوشنبه 23 اردیبهشت ماه سال 1387

 

وقتی از قتل قناری گفتی

دل پر ریخته ام وحشت کرد .

وقتی آواز درختان تبر خورده باغ

در فضا می پیچد

از تو می پرسیدم :

-  به کجا باید رفت ؟



غمم از وحشت پوسیدن نیست

غم من غربت تنهائی هاست

برگ بید است که با زمزمه جاری باد

تن به وارستن از ورطه هستی می داد



یک نفر دارد فریاد زنان می گوید

-  در قفس طوطی مرد

 و زبان سرخش

سر سبزش را بر باد سپرد



من که روزی فریادم بی تشویش

می توانست جهانی را آتش بزند

در شب گیسوی تو

گم شد از وحشت خویش

***


چهارشنبه 18 اردیبهشت ماه سال 1387
طبق آخرین یافته ها، تداوم و تکرار20 اشتباه درطرز تفکر و برقراری

- سرسختانه همواره خود را حق بجانب دانستن، حتی زمانی که ادله کافی در اختیار نداشته باشید.

2- هیچگاه عذرخواهی نکردن، حتی زمانی که تقصیر کار بودن شما اثبات گردیده باشد.

3-بی رحمانه خطاها ی شریک زندگی خود را بازگو کردن.

4-ادعای متعصبانه از آگاهی داشتن از انگیزه های شریک زندگی بهتر از خود وی.

5-تصور آنکه شریک شما می باید نیازهای شما را درک کرده و فورا بدون درخواست شما آنها را برآورده سازد.

6-نادیده گرفتن کامل اولویتهای شریک زندگی و پافشاری بر اولویتهای خود.

7-تصور آنکه نیازهای جنسی همسر شما و نیازهای جنسی شما یکسان و مشابه میباشند.

8- عدم اقرار به رنجش و بلافاصله ابراز خشم کردن.

9- شناسایی عیوب و کاستیهای شخصیتی همسر و اسرار خانوادگی وی، و بهره گیری از آنها برای پیروزی در مشاجرات، زمانی که منطق در میماند.

10- بهره گیری از عذاب وجدان و حس گناه کار بودن برای به بازی گرفتن، دستیابی به اهداف و یا مجازات همسر.

11- در شناسایی و یافتن بدیها و معایب همسر چیره دست بودن، اما هیچگاه خوبیها و محاسن وی را بزبان نیاوردن.

12- کوتاه نیامدن به هیچ قیمتی، و کشاندن مجادله تا جایی که همسر از خانه بگریزد.

13- هیچگاه رها نکردن گذشته، و بازگویی و باز آفرینی آن به کرات.

14-ابراز وابستگی شدید به همسر خود،وادعای آنکه بی وی و یا در صورت بی اعتنایی وی بی شک خواهد مرد.

15-در صورت عدم وابستگی شدید، فاصله گرفتن از لحاظ فیزیکی و احساسی تا حد بی اعتنایی کامل.

16-قول دادن، وهیچگاه عمل نکردن.

17- تا حدی متظاهر و دو رو بودن که همسر نمیداند شما چه زمان جدی هستید.

18-عذرتراشی همیشگی برای عادات ناپسند خود.

19- پافشاری براین عقیده که همواره مطلبی که شما میخواهید بیان کنید مهمتر از مطلبی است که همسرتان میخواهد بگوید، بنابراین حرف وی را قطع میکنید.

20-وانمود میکنید که حرفهای بیان شده همسرتان را کاملا متوجه شده اید، ولو آنکه هیچ چیزی از صحبتهای وی را نفهمیده اید.

21-به گونه ای رفتار میکنید که گویی شما مرتکب هیچکدام از اشتباهات ذکر شده نگردیده اید و این شریک شماست که باید تغییر کند


دوشنبه 16 اردیبهشت ماه سال 1387
گاهی سبز گاهی زرد

پاشو پاشو یه کاری بکن

یه جوری سرت رو گرم کن

اینقدر فکر بد نکن

اینقدر افکارت رو سیاه نکن

 می گم پاشو

دور و برت رو ببین

چشمات دارن نورشون از دست می دن

چرا آخه گریه می کنی؟

گریه نکن حداقل هر شب گریه نکن

بعضی شب ها رو هم بخند

یا چشم هات رو هم طوری فشار بده که اشکشون در نیاد !

ببین بعضی وقتها هم روزا آفتابی می شن

حتی بعضی شبها هم باد بهاری طوری می وزه که ناخودآگاه شاد می شی!

ببین همیشه تنها بودن خوب نیست

همش فکر نکن

اصلا فکر نکن

مگه چه اتفاقی می افته

جز اینکه خسته و کوفته می شی

فرسوده می شی

و گریه می کنی

کاش اینقدر بد فکر نمی کردی

ای کاش خوش بین بودی

حتی اگه این خوشبینی رنگ حماقت داشت

کاشکی اینجوری نبودی

خلاصه اینقدر تلخ نبودی

توکل کن

توکل کن

وخداوند می گوید بخوانیدم تا اجابت کنم شما را

 


سه شنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1387
مسافرت تو این ماه یادتون نره

 

اردیبهشت  بهترین فصل مسافرت مخصوصا تو ایران که همه جا

 

بهشته۰.۰.۰.                            ****************