در جستجوی عشق

مستر بین Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 5 شهریور ماه سال 1386
امیرجونم

به نام خدا

 

سلام صبحت به خیر امیرجونم خواستم بهت زنگ بزنم گفتم بزار برات یه پست بزارم چونکه به هرحال منکه خوب می دونم هرچی بپرسم می گی هیچی بابا ؛ تو به من تلقین می کنی ؛ بعد من مجبور می شم دیگه نپرسم چت شده ...

اما حدس های من به قرار زیر است :‌

۱-

۲-

۳-

و ۴-

حالا خودت مثل یه پسر خوب یه عاشق خوب یه دوست خوب برام تعریف کن که چرا اینقدر فکرهای بد کردی یا چرا پیش خودت تنهائی برنامه ریزی کردی و منو در جریان نگذاشتی.

تازه تازه تازش هم فکر نکن که دیشب حال من هم خیلی خوب بود اما پاسخ یه سئوال تکراری جز تکرار چی می تونه باشه ؟

ولی من دوست دارم هر از چند گاهی بلند فکر کنم و تو رو هم در جریان افکارم بزارم

دیشب چرا دیر خوابیدی ؟ اصلا چرا من خواب بودم تو بیدار بودی ؟؟؟؟ هان هان جواب بده ...