به نام خدا
سلام صبحت به خیر امیرجونم خواستم بهت زنگ بزنم گفتم بزار برات یه پست بزارم چونکه به هرحال منکه خوب می دونم هرچی بپرسم می گی هیچی بابا ؛ تو به من تلقین می کنی ؛ بعد من مجبور می شم دیگه نپرسم چت شده ...
اما حدس های من به قرار زیر است :
۱-
۲-
۳-
و ۴-
حالا خودت مثل یه پسر خوب یه عاشق خوب یه دوست خوب برام تعریف کن که چرا اینقدر فکرهای بد کردی یا چرا پیش خودت تنهائی برنامه ریزی کردی و منو در جریان نگذاشتی.
تازه تازه تازش هم فکر نکن که دیشب حال من هم خیلی خوب بود اما پاسخ یه سئوال تکراری جز تکرار چی می تونه باشه ؟
ولی من دوست دارم هر از چند گاهی بلند فکر کنم و تو رو هم در جریان افکارم بزارم
دیشب چرا دیر خوابیدی ؟ اصلا چرا من خواب بودم تو بیدار بودی ؟؟؟؟ هان هان جواب بده ... |