در جستجوی عشق

مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 3 شهریور ماه سال 1386
یاد خاطرات

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم ، همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
 

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم ، شدم آن عاشق دیوانه که بودم
 

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید ، باغ صد خاطره خندید
 

عطر صد خاطره پیچید ، یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
 

پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم ، ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
 

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت ، من همه محو تماشای نگاهت
 

آسمان صاف و شب آرام ، بخت خندان و زمان رام
 

خوشه ماه فرو ریخته در آب ، شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
 

شب و صحرا و گل و سنگ ، همه دل داده به آواز شباهنگ
 

یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن ، لحظه ای چند بر این آب نظر کن
 

آب آیینه عشق گذران است ، تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
 

باش فردا که دلت با دگران است ، تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
 

با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم ، سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم
 

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد ، چون کبوتر لب بام تو نشستم
 

تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم ، بازگفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم
 

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم ، حذر از عشق ندانم
 

سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم ، اشکی از شاخه فرو ریخت
 

مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت ، اشک در چشم تو لرزید
 

ماه بر عشق تو خندید ، یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
 

پای در دامن اندوه کشیدم ، نگسستم نرمیدم
 

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم ، نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
 

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم ، بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم