با یاد بزرگترین نامها

و دیروز یک روز بود و من متولد شدم و تولدی دیگر را تجربه کردم اما چقدر متفاوت ....
همه چیز پر رنگ تر بود و همه چیز فوق العاده زیبا ....
و امیرم برایم ساخت لحظه هائی که پر بود از خاطره و ستاره ....
پر بود از اوج بلند بودنی که کلمه ما می ساخت و ساخته می شد ....
و صفای یک چشمه که می نوشیدیم از آن آبی گوارا و صمیمیت مردم عادی که نشسته بودند بر روی گلیم های کوچک و باد می زدند کبابشان را و خانواده هائی که لبخند بر لبانمان می آوردند بخاطر صمیمیت حضورشان
و دلمان کبابی خواست که بویش را به عاریت گرفته بودیم از آتش بیگانه مردم دوست و خودش را خریدیم از رستورانی که درونش کاه گلی بود و فرشی و پشتی و چه چسبید با هم بودنمان و چائی داغ بعد از کبابمان
و قدم زدیم که من شاد بودم از با او بودن و نمی دانم ؛ آن زمان احساس امیرم خوب بود و او هم شاد بود و دوست داشتم که بخاطر با من بودن شاد باشد و آرزو داشتم
و شاید جاده ؛ جاده ای که اطرافش را گرفته بود رنگهای زرد گیاهانی که زیر نور سوزان آفتاب طاقتشان طاق شده بود و به دنبال خروشی می گشتند دیگر سان
و ناگهان اندوه به شادیمان حسادت کرد و باز هم زیباترین لحظات تخته سفید من با رنگهای سیاه آمیخته شد و چقدر تلخ بود که دیگر امیرم نمی خندید
و در لحظه ای رنگ باخت شور از نگاهش و من چه مایوسانه در تلاش که بر گردانمش به مسیری که با هم طی می کردیم و او نمی دانست که نشاطش برای من یعنی زندگی
و نمی دانست که نگاهش را می جویم پر مهر و صمیمی و این زیباترین هدیه است که رنگش عشق است و مثالش گم ناشدنی
که غمش را در میان لایه لایه های وجودش پنهان می کرد و من می دیدم اما سکوتم به کلامی گشوده نمی شد که برای خودمان امیرم و من سکوتم ناگزیر بود و سکوتش که نیازارد مرا و زیبائی روز تولدم را به غمی نگشاید که نمی دانست احساسش را ؛ که عمیقا پر درد بر قلبم مشت می کوبید
و ای کاش جور دیگری بود دوست داشته شدن و دوست داشتن
که من کلام عشق امیر را شناخته ام اما امیرم کلام دوست داشتنم را هنوز هم گنگ می بیند
و من به وادی عشقش پا نهادم ولی او هنوز هم مرا به اندازه یک نگاه هم گرم نمی داند
و سفری بس طولانی بود تا زبان عشقش را بیاموزم
که چه رنج و دردی کشیدم تا آموختم پایه هایش را اما انگار تازه در کلاس اول الفبا را آموخته ام و راه تا ناکجا آباد طولانی تر است .
امیرم اگر تو این دستنوشته را خواندی بدان که مریم جز تو و با تو
|