خدایم مرا دوست داشته باش
سلام دوستای مهربونم
امروز می خوام در مورددوست داشتن آدمها حرف بزنم ؛دقت کردید همیشه ما می خواهیم مورد دوست داشتن واقع بشیم ؛ همیشه از هر شیوه ای برای دوست داشته شدن استفاده می کنیم ؛ خیلی اوقات وارد خیلی از روابط ناخواسته می شیم فقط برای اینکه دوست داشته بشیم و از دوست نداشته شدن وحشت می کنیم ؛ این احساس منه توی بیشتر مواقع 
باور کنید انسان همون قدر که نیاز داره دوستش داشته باشن نیاز داره که دوست بداره
البته اینکه آدم یکی رو دوست داشته باشه که دوستش نداره زیاد جالب نیست اما مهم یه آموزش جدیده ! دوست داشتن بقیه آدمها ؛راستش من همیشه دیگران رو دوست داشتم آدمهای دیگه همیشه برام مهم بودن اما کاری برای بیان محبتم به دیگران نمی کردم تنها در صورتی کمک می کردم که درخواست کمک رو می شنیدم یا یکی از من خواهشی می کرد یا .... هیچ وقت برای کمک کردن پیش قدم نمی شدم .
اما حالا دارم سعی می کنم که خودم پیشنهاد بدم مهم کمک مادی یا روحی یا عاطفی یا حتی یه لبخند نیست مهم اینکه آدم شهامت داشته باشه و نفر اول باشه ؛کمک کردن به دیگران یه راه حل جدیده ....
قبلا وقتی از تاکسی پیاده می شدم می گفتم مرسی یه جمله خشک و تکراری اما حالا وقتی از سوار تاکسی پیاده می شم روم رو می کنم به راننده و با لبخند تشکر می کنم جالبه تاثیر همین یه عمل کوچیک برام واقعا بامزه است .
همیشه می ترسیدم اگه عاشق بشم چی می شه وحشت از دوست نداشته شدن ؛ وحشت از تموم شدن یه رابطه و خیلی وحشت های دیگه .... اما حالا که همه این بلاها سرم اومده می دونم مهم اتفاقاتی که در آینده می افته نیست مهم اینکه هر کلامی هر حرکتی به دلیلی اتفاق می افته ما می تونیم زمان این اتفاق رو عقب بندازیم اما هرگز نمی تونیم ازش فرار کنیم ؛ هرچی اتفاقات رو زودتر تجربه کنیم راحت تر می تونیم فراموش کنیم .
اگه عاشق بودن یا دوست داشتن یه آدم دیگه رو توی سن کمتری تجربه می کردم شاید ضربه اش رو هم ملایم تر طی می کردم .
فرصت داشتم تا باز همه چیز رو بازسازی کنم و با لبخند با استفاده از تجربه هام یه آینده بهتر بسازم ...
از تجربه نترسید به خودتون اجازه بدید که تجربه کنید اما زیاد پیشروی نکنید تا نتونید جبران کنید ؛ خوب بودن رو به شیوه جدید بررسی کنید .
برای شروع
کافیه اول به خانوادتون توجه کنید اگه روابط حسنه ای ندارید یا همش دارید با خواهرتون و مادرتون وبرادرتون و پدرتون سر مسائلی که می دونید اصلا ارزش نداره بحث می کنید
تصمیم قطعی بگیرید که کمتر آغاز کننده باشید ؛ سعی کنید بفهمید رگ خواب اونا چیه مثلا ببینید اگه در مقابلشون سکوت کنید ارضاء می شن و فکر می کنن به وظیفه عضو خانواده بودنشون افتخار می کنن
اینهائی رو که می گم جدی بگیرید من هم درگیر تمام این بحث ها بودم حالا هم من راضیم هم اونا بگید چطور ؟؟؟؟؟؟؟؟؟(البته به صورت مقطعی )
هر وقت دیر می خوام برم خونه زنگ می زنم می گم مامان چیزی لازم نداری برای خونه بخرم بیام ... بعد که مثلا اون می گه نه یا آره من می گم باشه می خرم یا باشه پس کاری نداری ممکنه من دیر برسم
البته مامان من خیلی سیریش نمی شه برای همین من هم توضیح اضافه ای نمی دم :)
مثلا خواهرم دوست داره در جریان برخی مسائل قرار بگیره در خصوص خودم و امیر به صورت جزئی بهش اطلاعات می دم اون هم احساس می کنه در قبلا این رابطه مسئوله و بعضی وقت ها شرایط خوبی رو هم ایجاد می کنه ( این یعنی احساس رفاقت ایجاد کردن )
برادرم دوست داره بعضی وقت ها جدی گرفته بشه مثلا بهش بگم من می خوام گوشیم رو عوض کنم گوشی خوب سراغ داری ؟ اینکه ازش درخواستی بکنم اون رو خوشحال می کنه البته اگه درگیر خرید و پول و ... نشه ... فقط این احساس که اطلاعات بیشتری داره می تونه اون رو خوشحال کنه ...
و وووووووو
همیشه یاد بگیرید چطور با دیگران رفتار کنید
این یه شروع خوب برای دوست داشتن بقیه است چون اونها به تو این فرصت رو می دن که دوستشون داشته باشی ...
تازه توی خونه به آرامش می رسی و خیلی از بدترین لحظه ها رو دیگه تجربه نمی کنی یا حداقل کمتر تجربه می کنید ¤¤¤¤¤¤¤
دوستام؛
آدم ها خیلی احساسی هستن تمام این ضربه ها روحشون رو زخمی می کنه سعی کنیم خودمون ابتکار عمل رو دستمون بگیریم ؛ ما این زخم ها رو جاهای دیگه و به دست خیلی از غریبه ها تجربه می کنیم بهتره عزیزانمون مرهم بشن برامون مرهم بشیم براشون ...
اگه شما هم راه کارهائی رو سراغ دارید در مورد مردان یا زنان مورد علاقتون به ما بگید برام یادداشت بزارید تا منم از تجربه های شما استفاده کنم.
در مورد ارتباط دخترها و پسرها بیشتر نیازمند اطلاعاتم ؛می دونید که ...............
دوستتون دارم به اندازه یه دنیا لحظه های قشنگ زندگی |